خرید بک لینک
بعد از مدت ها باز دوباره نیاز پیدا کردم بیام اینجا و داد بزنم! توی شلوغی ای که صدام جایی نمیره. نقاشی هامم خوب هستن...اونها خیلی بهتر هستن...چون انگار دارم جلوی اونهایی که من رو کاملا میشناسن داد میز

برچسب: نویسنده: کاوه عباسیان تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 16:12

باز دوباره یک خبر تجاوز دیگه باز دوباره... باز دوباره منم که به فکر میرم...که مگه میشه شنید و هیچ کاری نکرد...خوند و هیچ کاری نکرد... ناراحت شد و هیچ کاری نکرد... اگر جلوی من این اتفاق میوفتاد و کار

برچسب: نویسنده: کاوه عباسیان تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 16:12

نمیدونم چکار باید بکنم. نمیدونم خوب هست یا بد. نمیدونم یک جای کار مشکل داره یا همه چیز طبیعی هست. میذارم زمان کار خودش رو بکنه. پوست کلفت تر از این حرفها هستم که از پا در بیام. تهش یک تیکه از من کنده میشه. دوباره

میرم به کوه....دوباره روی قله...دوباره اون اژدهای تنها....دوباره خودم رو پیدا

میکنم. تهش سخت هست اما اگر به تهش رسید؛ میدونم دووم میارم.

برچسب: نویسنده: کاوه عباسیان تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 16:12

نمیفهمم خودم رو.......خوش بین..... بد بین..... خوشحال یا تلخ..... همه در من است.........همه در من است.......شاید هرچه خوش بین تر... بد بین تر.......هرچه خوشحال تر.... تلخ تر......همه با هم است......تا من خلایی باشم از همه اینها ......من ......هیچ

برچسب: نویسنده: کاوه عباسیان تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 16:12

صفحه بندی